یکی از شیطنت های دولت انگلیس در ایران
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/٢٢  کلمات کلیدی:

     به نام خدا

                           سلام    

این بار بنا را بر آن داریم تا در مورد یکی از شیطنت های دولت انگلیس در ایران سخن بگوییم .نهضت فرقه بابیه که در سالهای آخر عمر محمد شاه شروع شد ، یکی از وقایع مهم قرون اخیر ایران است.

این مذهب از فرقه ی شیخیه ریشه می گیرد که از طرفداران شیخ احمد احسائی بودند . 

شیخ احمد در زمان فتحعلی شاه می زیست . وی طریقه ای بنیاد نهاد که با مذهب امامیه ی اثنی عشری اندکی فرق داشت، به این معنی که او از اصول پنجگانه ی دین و مذهب تنها  ۳ رکن توحید و نبوت و امامت را پذیرفت ، معاد جسمانی را منکر شد و گفت عدل هم مانند دیگر صفات ثبوتیه است و نمی تواند رکنی جداگانه باشد .

وی به سال ۱۲۴۱ در گذشت .در سال ۱۲۵۹ سید علی محمد پسر میرزا رضای بزاز شیرازی،از شاگردان وی ،  پس از سفر مکه به بندر بوشهر رفت، در آنجا با چند نفر انگلیسی  مراوده پیدا کرد و با راهنمایی آنها خود را رکن یا باب یعنی امام زمان خواند .از این جهت پیروان او به بابیه مشهور شدند .او مدعی بود که ظهور وی هزار سال پس از غیبت کبرای امام دوازدهم ،که به عقیده ی شیعیان در سال ۲۶۰ هجری اتفاق افتاد، صورت گرفته است(توضیح اینکه سید علی محمد در سال ۱۲۶۰ ادعای بابیت کرد که با زمان غیبت امام دوازدهم هزار سال فاصله داشت.)وی در شیراز به دنیا آمد و در نوزده سالگی به بوشهر رفت.چیزی نگذشت که ادعای بابیت عدول کرده، خود را نقطه ی اعلی یا نقطه ی بیان و سپس  امام دوازدهم دانست و کتابی به نام بیان نوشت.

سید علی محمد نخستین دعوت خود را در بوشهر و سپس در شیراز آشکار کرد. علما و مجتهدین شیراز از دولت تقاضا کردند او را مورد تعقیب قرار دهد . از طرفی به حاجی میرزا آغاسی دستور داده شد که او را به تهران بیاورد . هنگامی که باب به اصفهان رسید ، منوچهر خان معتمدالدوله فرمانروای آن شهر وی را مدتی تحت حمایت خود گرفت . 

پس از مرگ منوچهرخان در سال ۱۲۶۳،باب را از پشت دروازه ی تهران عبور داده به آذربایجان بردند و در قلعه ی چهریق نزدیک سلماس (شاهپور) محبوس داشتند. باب سپس از قلعه ی چهریق به قلعه ی ماکو منتقل  و در آنجا زندانی شد. 

در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه پیروان باب در بسیاری از ولایات ایران سر به شورش برداشتند ، از جمله ملا حسین بشرویه در مازندران و ملا محمد علی زنجانی در زنجان ..که امیر کبیر عده ای را برای دفع ایشان به اطراف کشور فرستاد و بسیاری از آنان را هلاک و جمعی را زندانی کرد .

بابیان زنهار خواسته و تسلیم شدند و شورش فرو نشست . 

امیر کبیر پس از دفع بابیان شورشی تصمیم گرفت پیشوای آنان را از میان بردارد. از این رو به حمزه میرزا حشمت الدوله والی تبریز دستور داد باب را از قلعه ی ماکو به تبریز منتقل کند. 

علمای تبریز حکم به قتل او دادند و باب در میدان تبریز به دار آویخته شد. در آن هنگام که جمعیت کثیری در میدان جمع آمده به عنوان موافق و مخالف هیاهو به راه انداخته بودند، ناگهان طناب دار پاره شد و سید علی محمد باب جان به در برده در اصطبل سربازخان پنهان گردید.همین پاره شدن دار و گریختن سید علی محمد عده ای را معتقد کرد که وی غایب شده است.

ولی پس از چندی امام غایب را از اصطبل سربازخانه بیرون آورده تیر باران کردند. 

اعدام سید علی محمد باب در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ هجری اتفاق افتاد . 

امیدوارم خسته نشده باشید.یا حق   

                   

                   

                                              


عشایر و نقش ایشان در تاریخ کشور
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۱٥  کلمات کلیدی:

                              به نام خدا

             

سلامی چو بوی خوش آشنایی

عزیزان واستادان بزرگوارم  نمی دانم تا چه حد با عشایر و نقش ایشان در تاریخ کشورمان آشنا هستید.الغرض امروز سعی خواهم کرد گوشه ای از دلاوریهای این حافظان مرزهای کشورمان را برای شما باز گو کنم.

دشمنان این مرزو بوم بارها تلاش کرده اند تا از سادگی و پاکدلی این غیور مردان سوء استفاده نموده و به آمال کثیف خود که همانا تجزیه ی این خاک گهر بار می باشد برسند.

ولی یزدان پاک و غیرت و مردانگی که در رگ و پی هر ایرانی جریان دارد مانع مقاصد شوم ایشان گشته است.

خائنین اهل وطن را مایه دردسرند

                                     جمله همچون خار باشند و خار بسترند

گوش ها را در زمان حق شنیدن پنبه اند

                                   چشم ها را در مقام راه دیدن نشترند

همچو رهزن هر که را یابنددور از قافله

                                از تنش سر می برند /از کیسه اش زر می برند

بی جهت بازیچه اغراض اینان گشته اند

                               ساده لوحانی که هم خوش بین و هم خوش باورند

تا که دفع شرشان از بهر ما مشکل شود

                                    دشمنان ما/عموما دوست با یکدیگرند

تا همی گردد دل دزدان غارتگر قوی

                                     این جماعت حامی هر دزد و هر غارتگرند

محو استقلال این کشور بود امری محال

                                         دشمنان ما درین ره رنج بی خود می برند

یکی از بزرگترین آثار وجودی عشایر در تاریخ ایران در جنگ چالدران می باشد.جنگی که با وجود شکست ایران یکی از برجسته ترین مبارزات دلاوران کشورمان می باشد.

سپاه عثمانی تحت فرماندهی پادشاه این کشور سلطان سلیم که خود را خلیفه ی مسلمین می خواند..پس از راندن شیعیان از خاک این کشور بی مقدمه به کشور ما که تنها کشور شیعه نشین آن زمان بود حمله کرد.

ارتشی عظیم تا بن دندان مسلح شامل چندین سپاه مختلف که برجسته ترین آنان سپاه ینی چری بود.ینی چری افرادی بودند که در سن ۱۴ سالگی از بین اسرای غیر مسلمان انتخاب شده و تا سن ۳۰ سالگی یعنی مدت ۱۶ سال آموزش نظامی می دیدند .سلاح رزم ایشان دو عدد تلوار بود.

تلوار شمشیری بسیار بزرگ و سنگین بود که نمونه ی آن را در فیلمهای قدیمی در حین اعدام در دست جلادان حتما دیده اید.

یک مرد امروزی بعید است که بتواند این سلاح را حتی چند دقیقه فقط بالا نگه دارد ولی این افراد به حدی ورزیده می شدند که از صبح تا غروب همزمان با هر دو دست با این وسیله جنگیده و به هیچ وجه احساس خستگی نمی کردند.((اروپائیان به حدی از این افراد وحشت داشتند که می گفتند..از ۳ چیز نمی شود گریخت :سیل...زلزله و ینی چری))

القصه ..دولت عثمانی با چنین ارتش عظیم و نیرومندی نا غافل و ناجوانمردانه به خاک ما هجوم آورد .شاه اسماعیل زمانی که از پایتخت حرکت کرد..به امید عشایر به سمت میدان نبرد عزیمت نمود...دلاوران عشایر در چالدران گروه گروه به سپاه ایران می پیوستند.ترک..کرد..لر..و سایر عشایر کشور.

نبرد شروع شد ..سپاه عثمانی علاوه بر تعدد نیرو که بالغ بر ۵ برابر سپاه ۲۰۰۰۰ نفری ایران بودنداز سلاح های پیش رفته ی آن زمان همچون توپ استفاده می بردند.سپاه ینی چری حرکت کرد .در طول تاریخ فقط یک بار این سپاه در جنگ متوقف شد ...و شکاف در میان آنها بوجود آمدو آن نیز در همین جنگ بود .

یکی از عشایر دلاور لر به نام رستم کلاه چرمینه به تنهایی به مقابل این سپاه رفت ..او در اطراف خرم آباد شکارچی بود ..با قدی بالغ بر ۲ متر و بسیار تنومند در دستی گرز و در دست دیگر تبر .

نمی دانم از گردونه ی مرگ چه می دانیدحتما در زورخانه های امروز حرکت چرخ را در ورزش باستانی دیده اید ..این حرکت یادگار گردونه ی مرگ نزد دلاوران قدیم ایران می باشد .

رستم آخرین وداع را با یارانش نمود و به پیش رفت ..وقتی به مقابل آن جلادان خونخوار رسید اشهد خود را گفته و حرکت گردونه مرگ را آغاز نمود .مانند صاعقه به دور خود می چرخید و از چپ و راست آن کفتاران را چون برگ خزان به زمین می ریخت .

نه تنها سپاه ینی چری متوقف شد ..بلکه در میان آن شکافی بزرگ باز شد و رستم وارد این شکاف گردید .وقتی سربازان ینی چری متوجه شدند که به این شیر ایرانی نمی توانند نزدیک شوند ..ناجوانمردانه او را به تیر بستند.رستم به یک گلوله ی خاردار بزرگ تبدیل شده بود ولی از پای نمی افتاد.

پس از مدتی در اثر خونریزی این دلاور بزرگ به زمین افتاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد ولی برگی زرین از رشادت در تاریخ این کشور و عشایر غیورش باقی گذاشت.

مطلب طولانی شد ..۳۰نفر از همین دلاوران با خود شاه اسماعیل به مقر توپهای ارتش عثمانی هجوم برده و زنجیر توپها را با شمشیر قطع کردند .درست است که نهایتا در این جنگ شکست با ایرانیان بود ولی دولت عثمانی نیز به مدد شجاعت همین دلاوران نتوانست مناطق متصرفه خود را حفظ کرده و پس از مدت کوتاهی مجبور به عقب نشینی گردید .


تو ای پر گهر خاک ایران زمین
ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۱٥  کلمات کلیدی:

به نام خدا

تو ای پر گهر خاک ایران زمین

                             که والاتری از سپهر برین

هنر زنده از پرتو نام توست

                                     جهان سرخوش از جرعه ی جام توست

                                       ((بر و بوم این ملک پاینده باد ))

بمان خرم ای خاک مینو سرشت

                                    که در چشم ما خوشتری از بهشت

تو را ز دل و جان پرستنده ایم

                                      روان را به مهر تو آکنده ایم

                                     ((بر و بوم این ملک پاینده باد))

مخور غم که آمد بهار امید

                                ز شام سیه زاد صبح سپید

به تدبیر سر حلقه ی راستان

                                شده ملک جم غیرت باستان

                                    ((برو بوم این ملک پاینده باد))

رهی معیری


حضرت علی (ع)
ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۱٥  کلمات کلیدی:

 

                      بنام خدا 

سلام

با اجازه شما وبا توجه به موقعیت زمانی می خواهم گریزی  از تاریخ ایران به تاریخ عربستان بزنم.

میخواهم از علی(ع)  بنویسم هر چند که از او نوشتن بسیار سخت ودشوار است .او چنان شخصیت بزرگی داشت که درکش از توان ذهن کوچک ما بیرون است. اما تلاش خود را خواهم کرد تا بصورت تاریخ نویسی گوشه ای از زندگی پر بار او را بنویسم.

علی (ع) پسر ابوطالب پسر عم و داماد پیامبر و مادرش فاطمه دختر اسد..فرزند هاشم..پسر عبد مناف بود.وی بنا به روایتی در روز جمعه سیزدهم رجب سال سی ام و به قولی در روز سیزدهم رجب سال بیست و هشتم عام الفیل دیده به جهان گشود.مولدش کعبه بود..زیرا مادرش به طواف خانه ی خدا اشتغال داشت که آثار وضع حمل را احساس کرد و در همان محل مولود گرامی خود را به دنیا آورد.

علی (ع) از پنج سالگی در خانه و تحت توجه حضرت محمد (ص) به سر می برد و پس از بعثت پیامبر اکرم اولین مردی بود که آئین اسلام را پذیرفت.خلافت علی پنج سال به طول انجامید.

بیشتر این دوره صرف مبارزه با سه گروه مخالف شد که آنها را ناکثین*..قاسطین*..مارقین*..خوانده اند.و این مبارزات تحت عنوان جنگ جمل..جنگ صفین و جنگ نهروان صورت گرفت .

علی پس از جنگ با خوارج و شکست آنها بود که داشت برای مبارزه با معاویه آماده می شد .اما در همین احوال یکی از خوارج به نام عبد الرحمن بن ملجم مرادی وی را به قتل رساند .جسد پاک علی (ع) در نجف به خاک سپرده شد .

طول عمر آن حضرت به اختلاف روایات پنجاه و هشت سال و شصت و سه سال قید گردیده است که رقم اخیر درست تر به نظر می رسد.

خدایا ما که چون علی نتوانیم بود.سعادت دوست داشتن او را به ما عطا کن و ما را از محبین اهل بیت قرار ده....آمین

ناکثین((کسانی بودند که بیعت آن حضرت را نقض کرده و سر به مخالفت برداشتندو در صدد عزل وی بر آمدند ..طلحه و زبیر و طرفدارانشان را می توان از جمله ی ناکثین دانست))جنگ جمل به رهبری عایشه همسر پیامبر

قاسطین((به آنهایی اطلاق می شد که خلافت علی (ع) را از ابتدا قبول نداشته قتل عثمان را به تحریک آن حضرت می دانستند و به انتقام خون عثمان با وی نبرد کردند مانند معاویه و عمروعاص))جنگ صفین به رهبری معاویه

مارقین ((نامی بود که بر خوارج نهاده شد آنها کسانی بودند که پس از فریب خوردن ابو موسی در امر حکمیّت دست از بیعت با علی (ع) بر داشتند .))جنگ نهروان به رهبری عبد الله بن وهب الراسبی


 
 
 
 

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک