زنگ تفریح
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٧  کلمات کلیدی:

                                       به نام آنکه در دل عشق رویاند

سلام به تمام عزیزان و سرورانم.آماده هستید زنگ تفریح قبل را ادامه دهیم؟البته امیر آقا نظرشون این است که اسم زنگ تفریح را حذف کنم اما من ترجیح می دهم به همین اسم باقی بماند زیرا به نسبت مطالب زیبا و خواندنی ایشون این مطالب فقط یک زنگ تفریح می باشد هر چند که در زندگی ما همین مسائل بسیار مهم است و بحث کردن در مورد آنها به نظر من لازم و ضروری است خلاصه اگر باعث کسالت شما عزیزان می شود حتما بگویید تا دیگر ادامه ندهم.

ما زنان اکثرا با آه و افسوس بخوبی اشنا هستیم و شاید با آه نجوا کنیم و پیش خود بگوییم فقط دلم می خواهد او اهمیت بدهد**که واقعا من کی هستم**برای زنان نیاز اصلی این است که شناخته شوند و برایشان ارزش قائل شوندو آنها را همانطوری که هستند بپذیرند.

جالب است که ما این نوع ارتباط را با زنان دیگر مثل همکاران زن خود و یا دوستان نزدیک خود داریم.

در ارتباط با آنها ما تفاهم و درک عمیقی از هم داریم و بدون آنکه خیلی تلاش کنیم بسرعت همدیگر را درک می کنیم.

مثلا با یکی از دوستان نزدیکتان سر میز ناهار نشسته اید. و بلافاصله شروع می کنید تا مشکلی را که در رابطه با مرد مورد علاقه خود دارید مطرح کنید.مثلا کاری که باعث ناراحتی شما شده است را برایش تعریف می کنید دوست شما بلافاصله متوجه منظور شما می شود و سرش را به نشانه ی همدردی تکان می دهد حتی جملات شما را کامل می کند!! با قدر دانی به او نگاه می کنید و آه کشان می گویید بله می دانی که چه می گویم و چه احساسی دارم.

در اخر هم به او می گویید ای کاش شوهرم مثل تو مرا درک می کرد.حیف که تو زنی وگرنه با هم زوج خوبی بودیم!!

دوستتان هم می خندد و باز هم شما را می فهمد.

اگر می خواستید این صحبتها  را با همسر خود بگویید واکنش متفاوتی نشان می داد!با بی قراری ،چشمهای از هم باز شده،آه های ناشی از خستگی و خواب آلودگی و نگاه های بی احساس او مواجه می شدید

طوری با شما برخورد می کرد که انگار دارید به زبان دیگری با او صحبت می کنیدو از کار شما سر در نمی آورد.((عجب))

بهتر است برویم سر اصل مطلب یعنی ۶ افسانه ای که در قسمت قبل مطرح کردم.

و اکنون ا ین افسانه:زنان می خواهند آزادی مردان را بگیرند!!!

حقیقت این است که زنان می خواهند رابطه ای صمیمی و مسئولانه خلق کنند.

می دانید در کتابی می خواندم که شما آقایون وقتی صحبت آزادی را پیش می کشید منظورتان این است:

آزاد باشید که به سوال همسرتان جواب ندهید!

آزاد باشید که اگر دلتان نمی خواهد جایی نروید و کاری نکنید!

آزاد باشید که هر وقت حوصله ندارید با همسرتان حرف نزنید!

آزاد باشید که برنامه ریزی نکنید و تعهدی ندهید.

آزاد باشید که اگر دوست ندارید نیازهای همسر خود را در نظر نگیرید!آزاد باشید که نخواهید توضیحی بابت نیاز آزادی خود به کسی بدهید

باید اعتراف کنم وقتی این لیست را می خوانم دوست دارم به مردها بگویم اگر این همه آزادی می خواهیدبهتر است تنها زندگی کنید!آن وقت آزادید!

شاید حق با شما باشد کمی تند رفتم

اما فکر نمی کنید اگر مجرد باشید راحتتر هستید؟

وقتی درگیر رابطه ای نیستید لازم نیست به کسی جواب پس بدهید.

اما وقتی عاشق می شوید در ازای لذت زندگی با فرد دیگر قسمتی از آزادی خود را از دست می دهید.

این بهایی است که برای عشق می پردازید.

و در آخر هم به داداش صادق عزیز  تبریک گفته و برایشان ارزوی خوشبختی می کنیم .((مواظب دختر عموی ما باشی))


 
 
 
 

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک