علل شکست ایرانیان در مقابل اعراب


HISTOR01.JPG
                                         به نام خدا
سلام عزیزان
 امیدوارم که همگی در سایه الطاف خداوند در سلامت کامل بسر برده و شاد و سر بلند باشید.
امروز می خواهم در مورد دلایل شکست ایران در مقابل اعراب برایتان بنویسم .
شک نیست که ضربات کوبنده ی اعراب عامل عمده ای در شکست ایرانیان به شمار می رفت..ولی این ضربتها عامل شکست بود نه علت آن.
عامل اصلی و علت العلل شکست ایرانیان را باید در چیرگی ضعف و غلبه و گسترش فساد داخلی جستجو کرد .در واقع ایران مقارن حمله اعراب ..خود از پا در آمده بود و جدائی و دو دستگی ..شقاق و نفاق بین طبقات و اختلافات و رقابت های میان نجبا و روحانیون به علاوه ی تفرقه و تشتت در امر دین ..آن کشور را به لبه ی پرتگاه کشانده بود و در چنان حالی هر حادثه ای می توانست آن را منهدم سازد.
دولت ساسانی که در آن زمان دوران سستی و فترت  خود را می گذرانید به سلیمان مرده و جان از دست رفته ای می مانست که بر عصای افسانه ای اما موریانه خورده ی خویش تکیه داده منتظر بود تا تند بادی از کران دریائی برخیزد ..آن پیکر فرتوت را نقش زمین کند و به همه بفهماند که آن تن تناوری که شاه زندگان و سرور جاندارانش می پنداشتند جسم و جان به جهان افرین تسلیم کرده ای بیش نبوده است ..این تند باد قوم گرسنه و تازه نفسی بود که به مدد انفاس پیامبری راستین خود را مظهر مشیت خدا و وسیله ی نشر پیام و اراده ی او می دانست و چنان که دیدیم ..توانست آن نقش ظاهری و هیکل اراسته را  با یک ضربت از پای در آورد و در زیر آوارهای تفرقه ...فساد و ضعفی که آن را از درون خورده بود مدفون سازد.
چنانچه برزویه ی طبیب در مقدمه ی کلیله و دمنه چنین می گوید:((در این روزگار تیره که خیرات بر اطلاق روی به تراجع آورده است و همت مردان از تقدیم حسنات قاصر گشته ..کارهای زمان میل به ادبار دارد و چنانستی که خیرات مردمان را وداع کردستی..و افعال ستوده و احوال پسندیده مدروس گشته..و راه راست بسته و طریق ضلالت گشاده ..و عدل ناپیدا و جور ظاهر.. و علم و دانش متروک .. و جهل مطلوب ..و لوم و دنائت مستولی.. و کرم و مروت منزوی ..و دوستیها ضعیف و عداوتها قوی..نیکمردان رنجور و مستذل .. و شریران فارغ و محترم..حق منهزم و باطل مظفر..حرص غالب و قناعت مغلوب و..و...و...))
جامعه ی ساسانی -با وجود نظم ظاهری که از دیر باز واجد آن بود از درون آشفته و بی هدف شده بود .جدائی طبقات که از صفات آن روزگار است با گذشت زمان در خارج هر طبقه ایجاد نارضایی کردو در داخل آنها هم صلح و صفا و آرامش و آسایشی به وجود نیاورد .پیوستگی دین و دولت که اساس سیاست دولت ساسانی را تشکیل می داد رو حانیان و موبدان را مداخله جوی و قدرت طلب و حتی بعضی از نجبا و اقطاعداران بزرگ را نافرمان و خشمگین و آماده ی پذیرش آئین  عیسی یا هر دین دیگری کرده بود.
اینها همه تیشه هایی بود که از پیش ریشه های عظمت ..شوکت ..قدرت و ثبات کشور را سست کرده بود و کافی بود بادی تند بوزد تا این درخت کهنسال و ریشه دار با همه ی شکوه ظاهری  و ستبری چشمگیرش ..سرنگون گردد.
با آرزوی آن که دیگر هیچ گاه کشور ما آن شرایط را تجربه نکند.

/ 12 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عبدالله

سلام .. خسته نباشيد ... استفاده كردم

raha

به به تاریخ. یه سر به من هم بزن

مریم

http://www.iraneagle.com/caric/006.htm...........

حامد

سلام . اول جواب کامنت شما در کشکول اما به نظر من داش امير بايد بين آخوند و غير آخوند تفاوت قائل شد . آخوند به عنوان الگوی جامعه حساب ميشه و زير ذره بين قرار داره . شما يک آخوند رو که از چراغ قرمز ببينيد چی می گيد ؟ اگه پليس يه نفر رو جريمه نکنه چندان ناراحت نمی شيد اما اگه يه آخوند رو جريمه کنه بهش بد و بيراه می گيد . اگه يه آخوند خانمش رو به دليل کاملا منطقی طلاق بده همه بهش بد و بيراه ميگن. اگه يه آخوند يه ماشين مدل بالا سوار بشه همه يه جور ديگه نگاش ميکنند . به قولی حاج علی روحانی کسی که لباس روحانيت رو می پوشه مثل طبيبی هست که در همه حال بايد بين مردم باشه . همون طور که مشهوره روحانی لباس پيامبر و ائمه رو می پوشه بنابراين بايد در همه حال از رفتار ائمه الگو بگيره ، نه از رفتار مردم عادی . راستی اينم وبلاگ حاج علی اقا . حتما مطالبش رو بخونيد و از نوشته هاش استفاده کنيد http://rohani20.persianblog.ir/

حامد

خب بعد از کامنت قبلی بريم سراغ حال و احوالات معمول حال شما خوبه داداش امير داداش مريم بهتر شدن ؟ کسالت السابقون خودتون رفع شده ديگه ان شاالله . خدا را شکر ما رو از دعای خير فراموش نکنيد خصوصا اينکه قراره تا فردا پس فردا بگن که بالاخره از خدمت مقدس ! سربازی معاف می شيم يا خير

حامد

راستش با اينکه علاقه ی زيادی به تاريخ دارم اما متاسفانه کمتر در اين زمينه مطالعه کردم . با اين حال فکر ميکنم منظور شما همون جنگی باشه که در زمان عمر اتفاق افتاد . از نظر تاکتيکی و سياسی نميدونم چقدر به ضرر ايران تموم شد اما از نظر مذهبی که خب کل ايران مسلمان و بعدها شيعه شدن و اين به عبارتی افتخار حساب ميشه در ضمن بابت مقدمه کليله و دمنه هم متشکر واقعا استفاده کردم حيف که هيچی ازش نفهميدم يه وبلاگ تاريخی برای بی سوادها هم بزنيد بد نيستا

زيتا

سلام.ايران و خيلی کشورهای ديگر،در طول تاريخشان٫دچار وضعی مشابه دوره ساسانيان شده و هستند،ولی اتفاقی نيفتاده و نمی افتد.شايد بايد آن وضع داخلی که ذکر کرديد،با يک سری شرايط خارجی و بين المللی همراه باشد تا اتفاق خوب يا يدی بيفتد که بقول حامد باعث افتخار بشود و مسلمان بشويم(ببخشيد،حالا ديگر مسلمان هستيم)

محمد درويش - مهار بيابان زايی

امير و مريم عزيز خوشحالم که روزگار دوباره به شما لبخند زده و از دام بيماری رها شده ايد. وبلاگ اروند هم متاسفانه هک شد. برای همين به خونه قديمی برگشت! http://arvanddarvish.blogfa.com