زنگ تفریح (در مورد آقایون ........)

     به نام خداوند بخشنده و مهربان 

 سلام عزیزان    برای اینکه خسته نشوید و شاید خواندن تاریخ برای خیلی ها کسل کننده نیز باشد...بنابر این تصمیم گرفتیم زنگ تفریحی فراهم کنیم. در این زنگ تفریح می خواهم رازهایی در مورد مردان فاش کنم!!! رازهایی که وقتی فاش شد باعث شد زندگی بهتری را ادامه دهم. دکتر باربارا در کتاب خود رازهایی در مورد مردان فاش کرد که آرزو می کردم ..کاش زودتر با آنها آشنا شده بودم . البته در مورد (( آنچه زنان می خواهند مردان بدانند)) هم صحبت خواهیم کرد . اما اجازه دهید در این قسمت آقایون مقدمتر باشند                                                             

یک زن در رابطه با مردان سه حق انتخاب بیشتر ندارد:انتخاب اول:می تواند از دست آنان به خاطر این که شما را بشدت عصبانی کرده اند   ناراحت شوید و تمام وقت خود را به نق زدن و گله و شکایت از آنها بگذرانید.(این ممکن است برای چند ساعت تفریح خوبی باشد اما بعد از چند سال جاذبه خود را از دست خواهد داد) 

انتخاب دوم: می توانید آنها را برای همیشه کنار بگذارید و زندگی مجردی را انتخاب کنید( این  راه حل آسانتر بوده و تلاش کمتری می خواهد     اما زیاد ارضا  کننده نیست)

انتخاب سوم:می توانید تصمیم بگیرید تا آنجا که در توان دارید..در مورد آنان بیاموزید تا روابط بهتری که استحقاق آن را دارید بیافرینید 

۱ - ما از مردهای زندگی خود انتظار داریم  در کارهایی استاد باشند که برای آن هیچ گونه آموزشی ندیده اند ! مهارتهایی که اغلب زنان در آن ماهر هستند.. نظیر: قابلیت و توانایی بیان احساسات .. صمیمیت.. حمایتگر بودن و عشق ورزیدن

۲- مردها غالبا به سختی می توانند بگویند متاسفم......معذرت خواهی از طرف آنها به این معنی است که کار اشتباهی کرده اند  و این که خیلی بد هستند !!

۳-از آنجایی که مردها احساس می کنند باید بدانند کار درست کدام است.. نصیحت و توصیه هایتان را به عنوان نشانه ای بر بی اعتمادی شما نسبت به خودشان تعبیر می کنند.

۴-سریع ترین راه ممکن برای کشتن عشق.. شور    و حال و حرارت یک رابطه...(مادری کردن در حق نامزد یا همسرتان است.

۵-مردها هرگز سعی در عصبانی کردن زنهای مورد علاقه خود ندارند .  رفتار آنها نتیجه تعلیمی است که سالها به آنها داده اند..و این آموزش احساسی تر بودن را برایشان مشکل میسازد.

 تفاوت ادراک در مرد و زن :

مردها غالبا پیشنهاد یا نصیحت شما را سوء تعبیر می کنند و آنرا به عنوان یک حمله انتقادی تلقی می کنند.  

مثال: زن می گوید.... عزیزم  چرا نمی ایستی از کسی بپرسیم       ....   مرد می شنود.... تو احمقی        تو راه را گم کرده ای اصلا نمی توانم بهت اعتماد کنم  .

زن می گوید :الان این غذا را زیاد دوست ندارم ....مرد می شنود:تو اشتباه کرده ای ...تو رستوران بدی را انتخاب کردی... تو دوباره منو مایوس کردی .

زن می گوید: دوست دارم اوقات صمیمیترو رمانتیک تری را با هم داشته باشیم.. مرد می شنود : تو بدی.. تو اصلا منو درک نمی کنی .. من اصلا با تو خوشبخت نیستم 

و غیره....................... این مقدمه ای بود برای شروع این بحث که در آینده به امید حق درباره هر قسمت توضیحاتی را ارائه خواهم کرد. 

به امید گرمای روزافزون  کانون  خانواده های سبز ایرانی...         

/ 47 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله زهرا

بابا شرمنده ميکنيد انشاءالله از خجالتتون در بيام

احسان

من از اوسط خرداد رو به پاییزم

نياز

زندگی بزرگترين سرمايه .. و عشق اثبات ان است..يا حق

جناب کارگردان

( لطفا با لهجه اصفهانی): خيلی ميبخشيندا ولی تو این مطلبدون هر چی خواسین به ما گوفتین ، او وخ انتظار دارین تو ای یه ذره شندرغاز جا از خودمونم دفاع کنیما ؟ باشِد باشِد اينجا که آزاديس هر چی ميخوايندا بگويد . بلاخره او دنيا معلوم ميشد کی چيکاره بودس .

خاله زهرا

نميدونم چجوری از دست حامدآقا در رفتيد که هنوز مطلب جديد ننوشتيد ؟(خنده)

جناب کارگردان

سلام....نه والا ما اصفهانی نیستیم . شما را به خدا خوزستانیهای بیچاره را قاطی اصفهانیها نکنید که اصلا به هم نمیان! لهجه اصفونی رو که دیگه همه بلدن بابا . راستی مثل اینکه متقاضی اجرای برنامه زیاده . شاید با ویدیو کنفرانس از وبلاگیها یه تست گرفتیم!!

براي فردا

سلام سر کار خانم آبجی مريم....۱- ممنون از اينکه به وبلاگ من سر زديد ۲- ممنون از اينکه نظرتونا درباره نوشته ام داديد ۳- کل وبلاگتونا نديدم ولی پست آخرتون پست قشنگی بود اگه همين م وضوع را فکر کنم ادامه بديد هم مشتری زيادی خواهد داشت و هم برای ما اقايان بد نخواهد بود!!!

براي فردا

۴ - درباره پيامی که برای من گذاشتيد....<< سلام دوست عزیز متاسفانه دستاورد زشت من از سیاست... که باعث تنفرم از این مقوله گردیده ...این است که در پس هر جناح و طریقی که دیدم ... فقط عامل غائی و نهایی منافع شخصی بوده است ... ای کاش می شد که جناحی بوجود می آمد که رهبرانش موجوداتی ماشینی (ماتریکس) بودند... چون من دیگر از بشر دو پا نا امید شده ام....>> سرکار خانم ابجی اگه شما حزبی .. گروهی.. تشکیلاتی و یا محفلی.. در هر زمینه چه سیاسی اجتماعی فرهنگی هنری و... پیدا کردید که منافع شخصیش براش مهم نباشه من به شما یه جایزه خوب میدم!!!!!!!!! همه جای دنیا همینه تنها ما می توانیم دست روی گروهی و یا حزبی بگذاریم که حداقل منافع شخصی اون و ما در یک راستا و جهت هستش نه اینکه صد و هشت درجه متفاوت باشه و فردا عملکردش به گونه ای باشه که من و شما متضرر بشیم...عرصه ی سیاست هم همینطوره و مطمئن باشی اسمان عرصه سیاست همه جای دنیا همین رنگیه