یکی از شیطنت های دولت انگلیس در ایران

     به نام خدا

                           سلام    

این بار بنا را بر آن داریم تا در مورد یکی از شیطنت های دولت انگلیس در ایران سخن بگوییم .نهضت فرقه بابیه که در سالهای آخر عمر محمد شاه شروع شد ، یکی از وقایع مهم قرون اخیر ایران است.

این مذهب از فرقه ی شیخیه ریشه می گیرد که از طرفداران شیخ احمد احسائی بودند . 

شیخ احمد در زمان فتحعلی شاه می زیست . وی طریقه ای بنیاد نهاد که با مذهب امامیه ی اثنی عشری اندکی فرق داشت، به این معنی که او از اصول پنجگانه ی دین و مذهب تنها  ۳ رکن توحید و نبوت و امامت را پذیرفت ، معاد جسمانی را منکر شد و گفت عدل هم مانند دیگر صفات ثبوتیه است و نمی تواند رکنی جداگانه باشد .

وی به سال ۱۲۴۱ در گذشت .در سال ۱۲۵۹ سید علی محمد پسر میرزا رضای بزاز شیرازی،از شاگردان وی ،  پس از سفر مکه به بندر بوشهر رفت، در آنجا با چند نفر انگلیسی  مراوده پیدا کرد و با راهنمایی آنها خود را رکن یا باب یعنی امام زمان خواند .از این جهت پیروان او به بابیه مشهور شدند .او مدعی بود که ظهور وی هزار سال پس از غیبت کبرای امام دوازدهم ،که به عقیده ی شیعیان در سال ۲۶۰ هجری اتفاق افتاد، صورت گرفته است(توضیح اینکه سید علی محمد در سال ۱۲۶۰ ادعای بابیت کرد که با زمان غیبت امام دوازدهم هزار سال فاصله داشت.)وی در شیراز به دنیا آمد و در نوزده سالگی به بوشهر رفت.چیزی نگذشت که ادعای بابیت عدول کرده، خود را نقطه ی اعلی یا نقطه ی بیان و سپس  امام دوازدهم دانست و کتابی به نام بیان نوشت.

سید علی محمد نخستین دعوت خود را در بوشهر و سپس در شیراز آشکار کرد. علما و مجتهدین شیراز از دولت تقاضا کردند او را مورد تعقیب قرار دهد . از طرفی به حاجی میرزا آغاسی دستور داده شد که او را به تهران بیاورد . هنگامی که باب به اصفهان رسید ، منوچهر خان معتمدالدوله فرمانروای آن شهر وی را مدتی تحت حمایت خود گرفت . 

پس از مرگ منوچهرخان در سال ۱۲۶۳،باب را از پشت دروازه ی تهران عبور داده به آذربایجان بردند و در قلعه ی چهریق نزدیک سلماس (شاهپور) محبوس داشتند. باب سپس از قلعه ی چهریق به قلعه ی ماکو منتقل  و در آنجا زندانی شد. 

در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه پیروان باب در بسیاری از ولایات ایران سر به شورش برداشتند ، از جمله ملا حسین بشرویه در مازندران و ملا محمد علی زنجانی در زنجان ..که امیر کبیر عده ای را برای دفع ایشان به اطراف کشور فرستاد و بسیاری از آنان را هلاک و جمعی را زندانی کرد .

بابیان زنهار خواسته و تسلیم شدند و شورش فرو نشست . 

امیر کبیر پس از دفع بابیان شورشی تصمیم گرفت پیشوای آنان را از میان بردارد. از این رو به حمزه میرزا حشمت الدوله والی تبریز دستور داد باب را از قلعه ی ماکو به تبریز منتقل کند. 

علمای تبریز حکم به قتل او دادند و باب در میدان تبریز به دار آویخته شد. در آن هنگام که جمعیت کثیری در میدان جمع آمده به عنوان موافق و مخالف هیاهو به راه انداخته بودند، ناگهان طناب دار پاره شد و سید علی محمد باب جان به در برده در اصطبل سربازخان پنهان گردید.همین پاره شدن دار و گریختن سید علی محمد عده ای را معتقد کرد که وی غایب شده است.

ولی پس از چندی امام غایب را از اصطبل سربازخانه بیرون آورده تیر باران کردند. 

اعدام سید علی محمد باب در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ هجری اتفاق افتاد . 

امیدوارم خسته نشده باشید.یا حق   

                   

                   

                                              

/ 92 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابا عظیمی

من تو را ای عشق از کف داده ام!... هم خودم را ، هم تو را گم کرده ام... آن من عاشق ، من ديوانه را ... من نميدانم کجا گم کرده ام! ... من نشانی های خود را ميدهم... يک نفر بايد مرا پيدا کند ... يک نفر بايد که با طوفان عشق ... برکه ای خشکيده را دريا کند ... ...سلام ای عزیزمهربان..از صمیم قلب از شما برای شرکت در جشن تولدم تشکر و قدر دانی میکنم ...انشالله همیشه شادو تندرست باشی و در پناه حق التماس دعا...( سایت ساحل ارامش اپدیت جدید )........بابایی کوچیک شما در نت......باباعظیمی

ایرسا

سلام دايی جان و سلام مرمی.خوبين؟خوش می گذره؟خسته نباشين.بابا دلمون واستون تنگ شده بود.بعدشم چرا دير آپديت می کنين دلـــــــــــــــــــــم تـــــــــــــــــــنگـــــــــــیـــــــــده .دوســـــــتون دارم

سجاد

سلام ... از اين ورا داشتم رد می شدم گفتم يه سلامی خدمت خانواده ی محترم عرض کنم آقا امير منتظريد کامتها بشه صدتا؟

sara

سلام من که هيچی از تاريخ سر در نميارم؟؟//

آرش و ایرن

سلام مريم جان خوبی آپ نمی کنی چرا ممنون از حضورت در وبم موفق باشی آپ کردی خبرم کن فعلا

فاطمه

به نام خدا و با سلام..خوبيد؟...بابا چرا اينجا به روز نميشه؟؟!!...مريم جان باور کن من هروقت بيام توی نت به اينجا سر می زنم...منتظرم آپديت کرديد من را هم خبر کنيد...

حامد کشکول

سلام . عيدتون مبارک . اميدوارم حضرت معصومه (س) خودش حاجت دل همه رو بده

سيد محسن

به نام حضرت دوست .................. سلام سيده خانوم سلام آقا سيد .............. خيلی وقت هست دست بر قلم نبرده ايد .............. امان از سياستهای شيطنت آميز انگليس ................... در پناه حضرت دوست

مهشيد

سلام مريمی. هنوز منتظر درست شدن کامی .بابا ولش کن .اون درست بشو نيست .تو آپتو بکن .(:دی)مام آپيم

دوست

سلام دوست من. پیشنهاد دارم دوباره تاریخ را مطالعه فرمایید البته نه آن تاریخی را که خود نوشته اید! بلکه تاریخی را که از روی حقیقت باشد و در کتاب الهی ثبت شده است! وقتی بدون بغض و کینه تاریخ را مطالعه فرمایید هیچ کدام از مطالبی را که در اینجا نوشته اید را نخواهید دید...خود را با نوشتن این مطالب غیر حقیقی از واقعیتی که در عالم رخ داده است محروم نکنید. خورشید طلوع کرده است چشمانتان را باز کنید.