گشایش دروازه ای جدید از تمدن به روی ایرانیان

        SUNSET2.JPG
                                   
                                           به نام خدا
سلام 

و اینک ادامه مطلب قبلی...
 در نزدیکی شهر سیلک بر اثر فروریختگی زمین ناشی از باران یک نوع خاک سرخ رنگ نمایان شد که هر سال باران آن را می شست و با خود می بردو بعد از قطع باران آن خاک در گودال ها ته نشین می شد .سکنه شهر سیلک آن خاک ته نشین شده را به اسم کوز می خواندند یعنی خاک سرخ .پدر رود با این خاک با دست خود ظروف گوناگون می ساخت و آنها را در اتش می نهاد و آن ظروف مثل سنگ سخت می شدند و ظروف را سکنه از پدر سیلک در یافت می کردند و در عوض به او پوست یا شاخ گوزن و گاو می دادند و چون کار پدر رود ساختن ظروفی بود که از  خاک ((کوز)) بدست می آمد او را کوزه گر می گفتند.
فصل باران تمام نشده بود و از همه ی خانه ها بانگ شادی به گوش می رسید . زاب و رود هم خوشحال بودند چون می دانستند موقع عروسی فرا رسیده و رود در حالی که ابراز شادی می کرد ظروف سفالینی را که پدرش ساخته بود برای فروش آماده می نمود و یک مرتبه یکی از ظرفهای سفالین از دستش افتاد ولی نشکست ! و صدایی غیر عادی از آن به گوش رسید !! او از روزی که خود را شناخته بود می دانست ظرف سفالی در اثر ضربه می شکند این بود که حیرت زده به نزد پدر رفت.کوزه گر هم بعد از آزمایش متوجه ی این اتفاق جالب شد و فهمید که خاک این کوزه با خاک کوزه های دیگر متفاوت است و این گشایش دروازه ی جدیدی از تمدن به روی ایرانیان بود .
زیرا فلز مس را به ایرانیان شناساند.و اولین بار مس در سرزمین سیلک ((که امروزه جزء کاشان است ))به دست آمد .یک روز رود در حالی که کنار آتش بود و پختن کوزه ها را می نگریست دید یک رشته مایع از آتش فرود آمد و جاری گردید و بعد از قدری جریان متوقف شد رود پدرش را صدا زد و مایع را به او نشان داد  و گفت پدر من تصور می کنم این مایع همان است که بعضی از کوزه های تو را چون سنگ سخت می کند .آیا می توانی این مایع را جداگانه به دست بیاوری؟ پدر رود روز بعد به وسیله ی آتش آن مایع را به طور جداگانه بدست آورد و یک قطعه ی بزرگ از مس نصیبش گردید گرچه هنوز نمی دانستند از آن فلز چگونه استفاده کرد اما عصر استفاده از مس در شهر سیلک آغاز گردیده بود.
((لازم است بدانیم که ملت ایران اولین ملت صنعتی جهان بود و نخستین ابزار فلزی که از مس در ایران ساخته شد داس بود که از آن برای درو کردن استفاده می کردند .
ایرانیان نیکو فطرت از مس ..در آغاز شمشیر و کارد نساختند بلکه ابزاری اختراع کردند که به پیشرفت تمدن کمک نمایند.))ویکاندر دانشمند خاور شناس آلمانی
((چرخ کوزه گری در سیلک اختراع شد و بعید نیست که صنعتگران آن شهر چرخ مس سازی را از روی چرخ کوزه گری اختراع کرده باشند و در کاشان ظروف مس را با چرخ می سازند و در سایر شهر های ایران با چکش..به همین جهت ظروف مسین کاشان ظریف و خوش ساخت و مرغوب است ))هارتمان خاور شناس آلمانی در کتاب گیومرت
وقتی در سیلک مسگری توسعه یافت و مردم آنجا متخصص ساختن انواع و اقسام ظروف از مس شدند سکنه ی شهر های ایران برای بدست آوردن ظروف و ابزار مسین محتاج اهالی سیلک شدند و گوسفند و اسب می آوردند و به جای آن ابزار و ظروف مسین خریداری می کردند و می بردند .بدین ترتیب تجارت به وجود آمد و ابزار و ظروف مسین طوری مورد احتیاج شد که بر اثر مرور زمان یک داس مسین یا یک کارد از مس پول رایج آن زمان گردید و بعد از مدتی خود مس را بعد از اینکه از کوره خارج می شد وسیله ی مبادله ی کالا کردند و کسی که می خواست چیزی خریداری کند یک قطعه مس که به شکل دایره یامربع بود با خود می برد.به تدریج که قیمت اجناس طبقه بندی شد مسهای کوچکتر را برای خرید اشیا کم قیمت با خود می بردند و این کاری است که هم امروز ما می کنیم.

((اولین ملتی که روش تجارت را ابداع کرد ایرانیان بودند و اولین ملتی که پول را به شکل قطعات مس رایج کرد ملت ایران بود و تمام اقوام قدیم به کار بردن پول مسین را از ایرانیان فرا گرفتند.))هی نینگ ایرانشناس بلند پایه ی آلمانی که بیش از سی کتاب راجع به ایران قدیم نوشته است.

وقتی دیگهای مسی ساخته شد مردم در این دیگها غذا طبخ کردند اما بعد از مدتی مردم شهر سیلک در شکمشان درد بدی احساس کردند و اسهال شدید و تب باعث از بین رفتن عده ی زیادی از انان گردید .ایرانبان فهمید که علت این بیماری دیگهای مسی می باشد که زنگ زده اند و به مردم گفت تا یافتن راه چاره باز در ظرفهای سفالی غذا بخورند .
ادامه دارد
تا درودی دیگر بدرود

/ 34 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

((غیرمحرمانه)) از جانب دایی به حامد به ریحانه سلام برسون و بهش بگو که آفررررررررررررررررررررررررررررررررررررین که توی مسابقه برنده شدی . ضمنا بهش بگو که به خاطر اول شدنش واسش مثل همیشه کادو گرفتم و دادم به بابا بره از بابا بگیره خلاصه من وظیفه ام رو انجام دادم اینکه داش امیر بره کادو رو واسه خودش برداره و یا اینکه به ریحانه نده به من مربوط نیست

حامد

این عکسه رو هم همین طوری گذاشتم اینجا اگه خوب نیست می تونم عوضش کنم یا اصلا خودتون عوض کنید کافیه برید تو قسمت ارسال تصویر و بروز رو بزنید و عکستون رو از توی کامپیوتر انتخاب کنید و ارسال تصویر بزنید . همین راستی می خواهید ساعتم بذارم تو وبلاگ ؟

نرگس

سلام اين اولين بار بود که وبلاگتون رو می خوندم خيلی جالب بود منتظر شنيدن داستان های تازه هستم راستی اين مطالب رو از کجا و چه منبعی مطالعه می کنيد؟

حامد

دست شما درد نکنه که اینقدر به حرفم گوش می دی خدا بگم که الهی هدایتتون کنه

کدخدا

چش عرضم به حضور شما كسايي كه رو كه براي كدخدا كامنت ميزارن از دست من در امان نخواهند بود چون يه جوابيه بهشون خواهم داد البته سعي ميكنم در حد شوخي باشه ولي وقتي مهاجر اپ ميكنه ديگه نيمشه با پستاش شوخي كرد ، برا همين اره ديگه

ایران زمین

با عنایت به فرمایش عده ای از دوستان مبنی بر معرفی منبع و ماخذ مطالب اخیر به عرض می رسانم.... مطالبی که در وبلاگ ما تحریر شده است (مطالب اخیر )ماخوذ از کتاب سرزمین جاوید اثر ماریژان موله -هرتزفلد-گیرشمن و تاریخ ایران باستان تالیف استاد فرزانه و معلم اول تاریخ ایران شادروان حسن پیرنیا می باشد.البته محققا شما مستحضرید که تاریخ علی الخصوص در قسمتهایی که مربوط به دوران اولیه می باشد بر پایه ی استنباط و فرضیات محققین با توجه به شواهد موجود ثبت می گردد.و درست است که فرض یک محقق جای واقعیت تاریخ را نمی گیرد اما اطلاع از آن بدون فایده نیست.

ندا

من که خيلی لذت بردم مخصوصا وقتی فهميدم اولين پادشاه ايران زن بوده مطالبت مثل هميشه عالی بود

حامد

((محرمانه )) اگه جرات دارید این رو تائید کنید سلام ریحانه جووون چطوری دایی ؟ شنیدم املات هم ۲۰ گرفتی آفرین دختر خوشگل ناز خب به مناسبت این هشتاد تا بیستی که از اول سال تا حالا گرفتی من دیدم که اینجوری که نمی شه بالاخره درس خوندی و زحمت کشیدی دیگه به همین مناسبت من واسه هر بیستی یه بیست تا النگوی طلا واست خریدم . یعنی در واقع می شه ۸۰*۲۰=۱۶۰۰ بی زحمت از بابا بگیر ضمنا رسیدش هم دریافت کن ریحانه جون هدایای بعدی هم هست دارم می فرستم رضا تو هم غصه نخور واسه تو هم هست

ایران زمین

تو وجدان نداری عمرا اگر تائیدش کنم(زهر خند)