مراسم ازدواج زاب و رود



 
  به نام خدا

سلام دوستان عزیز و اینک ادامه ی مطلب قبل

مراسم ازدواج زاب و رود
بارداری و زایمان رود

سر انجام زمان انتظار بسر آمد و روز عروسی رود و زاب که همه ساکنان سیلک از مدتها پیش در انتظار آن بودند فرا رسید.چون برای شرکت در این آیین علاوه بر مردم سیلک عده ی زیادی هم از مناطق اطراف به آنجا می آمدند..به دستور ایران بان قرار شد که مراسم عروسی در مرکز شهر و در کنار دریاچه برگزار شود.
در این روز مردم از زن و مرد و کودک همه برای شرکت در جشن عروسی زاب و رود از تپه فرود آمدند و کنار دریاچه بر زمین نشستند .زن های سیلک برای ابراز شادمانی شاخ گوزن ها را با سبزه آراستند و مردان مقدار زیادی ماهی و مرغابی فراهم کردند و به مناسبت آن جشن بزرگ گوزن هم کشتند و اتش افروختند.هیچ کس به عروس و داماد تبریک نمی گفت چون هنوز تشریفات به وجود نیامده بود .انواع تشریفات از جمله احترام از این جهت به وجود آمد که جانشین محبت قلبی شود. مثلا اکثرا مردم به رئیس یا مدیرشان نه از روی علاقه بلکه به خاطر منافع شخصی احترامهای بیش از اندازه می گذارند باور کنید اکثرا وقتی طرف حضور ندارد کلی هم پشتش غیبت می کنند .
محبتها در این دوره زمونه اکثرا دروغین است.بگذریم .
مردم سیلک ساده بودند و یکدیگر را دوست می داشتند و شادی یک پسر و دختر جوان شادی همه ی انها بود و بین آنها تملق وجود نداشت و پس از این که شکم سیر شد و با آب زلال نیز رفع عطش نمودند چوب را بر پوستی که رو ی کوزه ها کشیده بودند زدند و صدای طبل برخاست و همه با صدای طبل شروع به رقص کردند و ایرانبان هم مثل دیگران در رقص شرکت نمود. 
زن و مرد آن قدر رقصیدند که از حال رفتند و کنار دریاچه خوابیدند و صدای طبل ها نیز خاموش گردید .سکنه سیلک تا غروب خوابیده بودند و بعد از این که شب فرود آمد صدای مرغابی ها که از آسمان در نیزارها ی کنار دریاچه فرود می آمدند مردم را از خواب بیدار کرد و چند نفر از مردان دویدند و از آتش خانه سیلک آتش آوردند و کنار دریاچه آتشی بزرگ افروختند و آن آتش تا صبح روز دیگر باقی بود و مردم سیلک در تمام جشنها هنگام شب اتش می افروختند و جشن بدون آتش در نظر آنها جلوه نداشت.نکته جالبی که در این کتاب خواندم((سرزمین جاوید)) کلمه ی گیل که ما در عروسیها زیاد از آن استفاده می کنیم (((این کلمه ((گیل))بانگ شادی ایرانیان اولیه بوده از کتاب (لغت هند و اروپایی) در پنج جلد تالیف بروکلمان آلمانی اقتباس شده و این کتاب یکی از کتابهای برجسته فرهنگ بشری در این عصر است.))
رود بعد از عروسی از پدر جدا شد و در خانه ای که زاب ساخته بود سکونت نمود و طولی نکشید که باردار گردید.
رود مادر نداشت تا این که به او بگوید چگونه بزاید و ایرانبان مادر شوهرش به او تعلیم داد و گفت یک روز یا یک شب تو احساس درد شدیدی خواهی کرد و آن درد قدری طول می کشد و بعد رفع می شود اما باز درد مزبور می آید و بعد از چند لحظه از بین می رود .به طور کلی تو سه مرتبه احساس درد خواهی نمود و مرتبه ی سوم متوجه خواهی شد که بر تو فشار می آید و آنگاه جنین از شکمت خارج می شود وقتی صدای گریه طفل را شنیدی طفل را با دو دست بگیر و او را خوب بلیس((از کتاب پرفسور گرانتوفسکی روسی در کتاب ایران قبل از تاریخ در سال 1959منتشر گردید))!!
آنگاه طفل را در پوست گاو جا بده و بگذار بخوابد و روز بعد وقتی بیدار شد به او شیر ده و بگذار بعد از خوردن شیر باز بخوابد!!
رود از درد زاییدن زیاد متالم شد و به مقیاس امروز از لحظه ای که درد را احساس کرد تا موقعی که طفل به دنیا آمد بیش از یک ساعت طول نکشید!رود طفل خود را با دو دست گرفت و سر تا پایش را لیسید و آنگاه کودک چشمهای خود را گشود و رود از مشاهده ی چشم های آبی رنگ کودک خیلی لذت برد و گفت چشم ها ی تو مثل چشم های پدرت می باشد و سپس کودک را در پوست قرار داد تا استراحت کند و خود به کارهای همیشگی مشغول گردید.
زن های ما در این دوره بعد از زایمان مدت چندین روز استراحت می کنند و مادران ما تا همین اواخر مبتلا به آل زدگی می شدند و می مردند اما رود و سایر زن های سیلک بعد از زایمان نیز استراحت نمی کردند .در زندگی رود و زن های دلیر ایرانی استراحت کردن قبل از زایمان و پس از وضع حمل معنی نداشت و هرگز مبتلا به آل زدگی نمی شدند برای اینکه زن قابله موجود نبود تا آنها را مبتلا به آل زدگی کند((البته منظور قابله های قدیم که از طب و بهداشت اطلاعی نداشتند...یکی از مخوف ترین بلاها یی که تمدن عارض نوع بشر کرد دستهای کثیف زن قابله بود که در طول هزارها سال صدها و شاید هزار میلیون زن زائو را به قبرستان فرستاد .دکتر (سمل ویس) مجارستانی در قرن نوزدهم میلادی علت مرض آل زدگی را کشف کرد و دانست که دست کثیف قابله تولید آل زدگی می کند و می گوید آن قدر که زن قابله آدم کشت از آغاز تاریخ تا امروز (قرن نوزدهم) امراض طاعون و وبا آن اندازه سبب هلاکت افراد بشر نشده است.دست کثیف زن قابله میکروب مرض ((پوئرپرال)) را که در مشرق به اسم آل زدگی معروف شده وارد بدن ملتهب و مستعد زائو می کرد و چون مرض مزبور سراپای زائو را قرمز می نمود می گفتند او را آل زد و آل یعنی رنگ سرخ.))
رود وسایر زن های سیلک چون از کمک زن قابله استفاده نمی کردند دچار مرض ال زدگی نمی شدند و بعد از وضع حمل به کارهای عادی خود می پرداختند !!!
در دوره ای که رود باردار بود ایران بان از فصل خوش سال استفاده کرد و در صدد بر آمد که سفری به جنوب کشور بکند...........................ادامه دارد.
قبل از پایان امروز مطلبی خوندم که برایم بسیار جالب بود گفتم شاید به درد آقایون بخورد.
هدیه خوشبختی زندگی....مردها همیشه برای خرید هدیه همسرانشان با مشکل مواجه می شوند آنها دوست دارند هدیه ای بخرند که مفید واقع شود اما اشتباه در همین جاست
اگر به مرد یک جعبه آچار بدهید به عنوان یک هدیه ی خوب قبول کرده و با آن عشق می کند ! ولی برای ما زنها زمان مهم است.همسر مردی اوایل فوریه از او یک میز اطو خواسته بود مرد یک هفته صبر کرد و برای روز والنتین آن را خرید .عجب اشتباهی!!!!کاش میز اطو را همان موقع خریده بود و برای روز والنتین یک شاخه گل به همسرش هدیه می داد.

/ 33 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفی

سلام دوستان عزیز من. یه موضوع خیلی خوب پیدا کردم که اگه بتونی توی پست بعدی درباره اش بنویسید واقعا عالی میشه. البته باید دیروز براتون می گفتم اما بد موقع یادم افتاد. حتما همین امروز درباره اش بنویسید چون امروز که 29 بهمن هستش روز عشق ایرانی است که درست سه روز قبل روز عشق مغرب زمین بوده که خودتون میدونید ولنتاین نام داره که گذشت ولی امروز روز عشق ایرانی است که به قولی متعلق به بیست قرن پیش از میلاد است اما ولنتاین متعلق به سه قرن پیش از میلاد است.حالا این روز عشق ایرانی که سپندارمذگان نام داره بد جوری مورد بی مهری خود ایرانی ها قرار گرفته عوضش رسم غربی ها اجرا میشه.

مصطفی

در مورد سپندارمذگان یک تاریخی مختصر عرض کنم : در اسطوره های ايران باستان، اسپندارمذ، فرشته زمين بود و سپندار به معنای گستراننده، مقدس و فروتن، لقب زمين دانسته می شد. ايرانيان باستان، زمين را نماد عشق می دانستند زيرا به باور آنان، با فروتنی و گذشت به همه عشق می ورزد و همه را از زشت و زيبا به يک چشم می بيند. در اين روز که همچنان ميان زرتشتيان جشن گرفته می شود، عشاق به هم هديه می دهند. مردان، همسر، مادر، دختر و خواهرشان را گرامی می دارند و بر «تخت شاهی» می نشانند؛ از آنان اطاعت می کنند و به آنان که نماد زمينند، هديه می دهند.

مصطفی

حالا درخواست میکنم که اگه میتونید امروز درباره ی این مراسم قدیمی ایرانی که بین ایرانیان غریبه شده توضیحی بدید و تعریفی کنید تا آگاهی دیگران نسبت به آن زیادتر بشه و حالا امسال که هیچ اما سال بعد مراسم بهتری در مورد این روز عزیز ایرانی برگزار بشه. من منتظر پست جدیدتون در مورد این موضوع هستم اگر امکانش هست. مرسی

يوسف

سلام دلم برای روب ريش شد ! يعنی واقعا اينگونه بوده ؟ ما که هر چه بچشم ناقابل خودمان ديديم زايشگاه های خصوصی ميليونی و .. آمبولانس خصوصی و .. آسانسور کذايی و .. .. بوده .. حاصلش هم يه نی نی مامانی شده که بعد از گيم نت های محله سر از دهکده های مجاور جهانی در آوردند و سرآخر وب نورد شدند .. : خوب بود . حداقل برای من سفر زيارتی مادران بزرگوارتون هم قبول . بگين دستی هم رو سر حقير ما بکشن شاد و برقرار باشين

عباس

دوست داری تبليغت کنم به شرطی که تو هم منو تبليغ کنم؟ اگه دوست داری

فاطمه

مريم جون يه لطفی کن مطالب قشنگت را به نمايش در بيار به رضا و ريحانه هم سلام برسونيد